تبليغاتX
Esperanto اسپرانتو: زبان دوم برای همه!
Esperanto اسپرانتو: زبان دوم برای همه!
اخبار و اطلاعات درباره‌ی زبان بين‌المللی اسپرانتو Kurtaj informoj pri Esperanto en la persa
همایش پایان سال 1383

انجمن اسپرانتو ایران

همایش پایان سال 1383

تاریخ: پنج‌شنبه20 اسفند1383

زمان: ساعت 17

مکان: دفتر مجله سبزاندیشان،

خیابان استاد نجات‌الهی، پلاک 26 ساختمان کوروش، طبقه دوم غربی، واحد 8

مقدم اعضای محترم و همه‌ی اسپرانتودانان را گرامی‌ می‌داریم!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 17  توسط ReTo 

چند مطلب درباره اسپرانتو از سایت خبرگزاری شبستان
 

 تبليغ فرهنگ دين با اسپرانتو

اسپرانتو همزبانان را همدل مي كند

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1383ساعت 0  توسط ReTo 

گزارش ایسنا از مراسم روز کتاب اسپرانتو در رشت

http://207.36.209.24/guilanisna/10104-13-30.htm

خبرگزاری  دانشجويان ايران _ رشت

سرويس فرهنگی

به همت موسسه سبزاندیشان، مراسم بزرگداشت سالروز تولد دکتر زامنهوف و روز جهانی زبان اسپرانتو در سالن اجتماعت بانک صادرات رشت برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران مراسم روز جهانی زبان اسپرانتو هر ساله در تهران برگزار می شد که امسال به درخواست یکی از اسپرانتسیتهای گیلانی این نشست در رشت برگزار شد.

در ین مراسم محمدرضا ترابی دبیر کانون سبزاندیشان با ارائه تاریخچه ای از پیدایش زبان اسپرانتو گفت: در اواخر قرن 19 ایجاد یک زبان بین المللی یک نیاز بود زبان بین المللی اسپرانتو در سال 1887 میلادی توسط دکتر لودویک زامنهوف لهسانی ساخته شد. این نیاز سبب شد که پروژه هایی مطرح شود و در این بین اسپرانتو جهانی شد محتوا و روح درونی اسپرانتو توانست آن را فراملی کند. زامنهوف در کشوری زندگی می کرد که با زبانهای مختلف سخن گفته می شد ابداع زبان بین المللی در اندیشه او یک آرمان بود.

در ادامه نیره ابراهیم پور مسئول سازمان جوانان اسپرانتیست ایران در زمینه ادبیات اسپرانتو گفت: ادبیات اسپرانتو نمی تواند جدا از آن باشد در ابتدا اسپرانتو به عنوان یک زبان نوشتاری بود که جنبه گفتاری آن اندک اندک رشد پیدا کرد. رشد اسپرانتو به سبب ترجمه هایی بوده که به این زبان صورت گرفت از جمله اینکه زامنهوف آثار شکسپیر، هملت و گوته را به اسپرانتو ترجمه کرد. وی به جای اینکه وقت خود را صرف فراهم کردن دستور زبان مفصلی کند، ترجیح داد یک اصول کلی برای دستور زبان اسپرانتو بیان کند.

ابراهیم پور افزود: زامنهوف بر این عقیده بود که باید از طریق ترجمه، مشکلات موجود در زبان را حل کرد. اسپرانتو در ابتدا 912 واژه داشت که به مرور زمان بر اثر ترجمه های پی در پی بر تعدادشان افزوده شد. هم اکنون در فرهنگ جامع اسپرانتو که در سال 1970 منتشر شد، این تعداد به 15250 لغت رسیده که اکثرا فنی و علمی هستند.

گفتنی است در این مراسم تئاتری به زبان اسپرانتو توسط سه نفر از اسپرانتیستها اجرا شد و تعدادی از اشعار شاعران به نام که به اسپرانتو ترجمه شده بود و همچنین سرودی به زبان اسپرانتو خوانده شد.

انتهای پيام

|+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1383ساعت 14  توسط ReTo  | 

به مناسبت سوم اسفند روز جهانی زبان مادری

از زبان مادری  تا  زبان بین‌المللی

 

احمدرضا ممدوحی محمدرضا ترابی

 

 

مقدمه

شاید این واقعیت در نگاه اول عجیب و اغراق‌آمیز به‌نظر برسد که بسیاری از انسان‌های جهان برای رفع احتیاجات روزمره‌ی خود مجبورند تا چهار یا پنج زبان را بیاموزند:

زبان مادری یا محلی و قومی، که زبانی است که انسان از بدو تولد و اغلب از طریق پدر و مادر خود آن‌را فرا می‌گیرد.

زبان ملی، که فراگیری آن حداکثر از زمان مدرسه رفتن آغاز می‌گردد و بدون یادگرفتن آن زندگی در کشور مربوطه بسیار سخت و دشوار اگر نه ناممکن - است.

زبان مذهبی، که شخص به‌خاطر درک هرچه دقیق‌تر دین و مذهب خود و انجام فرایض آن، باید آن را فرا بگیرد.

زبان منطقه‌ای، که فراگیری آن برای افراد غیربومی ساکن در محلی که زبان مادری آن با زبان مادری شخص و/یا زبان ملی کشور مربوطه متفاوت است راه‌گشا خواهد بود.

زبان بین‌المللی، که باید وسیله‌ای باشد برای ارتباط برقرار ساختن با تمامی کشورهای دیگر جهان.

از بین این پنج مجموعهی زبانیِ متفاوت، زبانهای مادری و بینالمللی مورد کم توجهی واقع شدهاند.

زبان مادری

اهمیت زبان مادری یعنی نخستین زبانی که شخص توسط آن با جهان اطراف خود آشنا می‌شود - بر هیچ‌کسی پوشیده نیست و ارزش‌گزاری نسبت به آن به‌گونه‌ی روزافزونی در حال رشد است. به‌عنوان مثال، تخصیص یک روز به‌عنوان روز جهانی زبان مادری توسط یونسکو و سازمان ملل متحد، خود گواهی قوی بر این واقعیت است. خوشبختانه تاثیر این گام بین‌المللی مثبت در جهت بسط و توسعه‌ی زبان‌های مادری دنیا، در کشور ما نیز مشهود بوده است و جنبش پیشبرد زبان مادری در جامعه‌ی چند زبانی ما جریان پیدا کرده است. به‌عنوان مثال، سال گذشته در تاریخ سوم اسفند ماه (21 فوریه)  یعنی روزی که از سوی یونسکو روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری شده است، برای اولین بار در ایران و در شهر تبریز مراسمی به این مناسبت برگزار شد که در خور توجه است.

            البته اهمیت دادن و توسعه بخشیدن به زبان مادری در عمل، مهیا ساختن هرچه بیشتر امکانات گوناگون برای آموزش کلاسیک و کاربرد بیشتر آن به صورت کتبی و شفاهی در برخوردهای اجتماعی و رسانه‌های عمومی است. بستر قانونی این مهم نیز در قوانین اساسی اکثر کشورهای جهان گنجانده شده است، و از جمله طبق اصل پانزدهم قانون اساسی کشور ما:

زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.

            بنابر این وظیفه‌ی تمامی افراد جامعه و دولت در باره‌ی ارتقا بخشیدن هر چه بیشتر به زبان‌های مادری یا چنان‌که در اصل فوق آمده، ”زبان‌های محلی و قومی“ این است که راه را برای ارتقای آموزش و کاربرد آن باز کنند.

            هیچ کس مخالف یادگیری آزاد و اختیاریِِ زبان‌های ملل دیگر، هم‌چون فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی یا انگلیسی نیست، اما آن‌چه که نباید فراموش کرد، اصلِ یادگیریِ زبان مادری و تقدم آن بر آموزشِ هر زبان ملی بیگانه است.

            نکته‌ی بسیار با اهمیتی را که می‌توان اضافه نمود، این است که در کشور ما پس از گذشت بیش از 25 سال از تصویبِ قانونِ اساسی متاسفانه این اصل قانون اساسی که مربوط به زبان‌های مادری است، به بوته‌ی فراموشی سپرده شده و هرگز به‌اجرا در نیامده است. در حالی‌که همه می‌دانیم آموزش زبان مادری حق اساسی هر انسانی است. همان‌گونه که تنوع زیستی در موردِ محیط زیست باعث جذابیت و مانا شدن بیشتر آن می‌گردد، در مورد زبان‌های مادری یا محلی و قومی نیز، تنوع زبانی سبب مطلوبیتِ بیشتر فضا و قوام هرچه بیشتر اقوام مختلف موجود در هر کشوری می‌گردد. از این نظر نیز، کشور ما غنی است: ایران کشوری است چندزبانه که در آن علاوه بر وجود تعداد فراوانی از زبان های گوناگون، حداقل 5 زبان موجود در آن دارای گویش‌ورانی در حد چندین میلیون است. به‌عنوان مثال، زبان‌های فارسی، ترکی، کردی، عربی و بلوچی هر کدام در گوشه‌ای از این سرزمین پهناور قلمروی ویژهی خود را دارند. یادگیری زبان ملی که در بند بعدی به آن می‌پردازیم - وظیفه‌ی هر کسی است، و فراگیری زبان مادری حق ایشان.

 

زبان ملی

 زبان ملی هر کشوری حکم زبان مشترک در بین تمامی شهروندان آن کشور را دارد و در واقع وجه مشترک ارتباطی، فرهنگی و ادبی ایشان به‌حساب می‌آید و یکی از عناصر اصلی در ایجاد و توسعه‌ی هویت ملی است. همان‌طور که در اصل فوق‌الذکر آمده است، ” اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد“. به‌خاطر همین ضرورت‌های عملی است که عموما در مورد بسط و توسعه‌ی زبان‌های ملی ظاهرا جای هیچ‌گونه نگرانی‌ای وجود ندارد، زیرا هم دولت‌ها و هم ملت‌ها در پی آموزش و استفاده‌ی هرچه بیشتر از آن هستند و همچنین اگر در کشوری تنها یک زبان در مدارس آن تدریس شود، آن زبان همانا زبان ملی ایشان است. منتها نگرانی موجود در مورد زبان‌های ملی که متاسفانه نگرانی کوچک و کم اهمیتی نیز نیست - تحت تاثیر قرار گرفتن آن‌ توسط نفوذ و سلطه‌ی زبان یا زبان‌های ملی دیگر است. این‌گونه تاثیرات در زمان‌های گذشته و تا قرن اخیر عموما از طریق قدرت نظامی و اشغال‌گر ملل دیگر انجام می‌شده و در زمان حاضر به‌واسطه‌ی قدرت تبلیغاتی/ رسانه‌ای دولت‌هایی که تمایل به بسط و سلطه‌ی فرهنگی بر دیگر کشورهای جهان دارند، اعمال می‌گردد. در حال حاضر آسان‌ترین راه برای این منظور، که متاسفانه تمامیِ سرمایه‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های آن نیز توسط خود این کشورها انجام می‌پذیرد، آموزش زبان ملی یک کشور قدرتمند از نظر سیاسی، به‌عنوان زبان بین‌المللی در کشور مربوطه است. این کار علاوه بر هدر دادن سرمایه‌ی ملی و اوقات بسیار زیادی از نیروی گران‌بها و عموما جوان کشور، پلی است که از طریق آن فرهنگ بیگانه به‌راحتی می‌تواند وارد مملکت گردد. در این مورد با تفصیل بیشتری در بخش زبان بین‌المللی  پرداخته خواهد شد، اما نکته‌ی قابل توجه در این باره در مورد کشور ما این است که اخیرا در خبرها آمده بود که از سال تحصیلی جدید طرح آزمایشی آموزش زبان انگلیسی در برخی از ”دبستان‌های کشور“ نیز به اجرا در خواهد آمد!؟

 

زبان مذهبی

فراگیریِ زبان‌های مذهبی که عموما زبان کتب مقدس هستند، برای آشنایی بیشتر شخص با دین و مذهب خود و انجام برخی از فرایض دینی لازم است. آموزش این‌گونه زبان‌ها نیز معمولا توسط مدارس و/یا نهادهای مذهبی هر دینی انجام می‌شود و انگیزه‌های اعتقادی مردم باعث حفظ و اشاعه‌ی آن می‌گردد.

 

زبان منطقه‌ای

زبان منطقه‌ای در واقع یکی از زبان‌های مادری یا محلی و قومی است که متعلق به شخصِ مورد نظر نیست، و او تنها به‌دلیل سکونت دایم یا موقت در منطقه‌ای دیگر، و به‌خاطر ارتباطات بیشتر، نزدیک‌تر و راحت‌تر با مردم بومی و فرهنگ ایشان، می‌تواند آن را فرا بگیرد. فراگیری این‌گونه زبان‌ها در بسیاری از موارد حیاتی نیست، چرا که، زبان ملی - که بنا برفرض باید در تمامی مناطق کشور آموزش داده شده باشد می‌تواند تا حدودی به‌این منظور به‌کار رود.

 

زبان بین‌المللی

زبان بین‌المللی باید زبانی غیر ملی و فراملی باشد که توسط آن ارتباطات بین‌المللی با تمامیِ کشورهای دیگر جهان میسر و ممکن باشد. بنابر این انتخاب چنین زبانی از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است و در واقع نیز تعیین همین زبان در سراسر تاریخ با جنگ و ستیز روبرو بوده است، و به‌دفعات دچار تغییر و دیگرگونی شده است. به‌عنوان مثال، زمانی زبان لاتین می‌خواست این نقش را بازی کند و زمانی زبان یونانی؛ زمانی زبان فرانسوی و زمانی (عصر حاضر) زبان انگلیسی. منتها هیچ گاه هیچ‌یک از این زبان‌ها به معنی واقعیِ کلمه، موفق به انجام نقش زبان بین‌المللی نشده‌اند، زیرا:

1.         از آنجا که عموم این زبان‌ها ازطریق سلطه‌ی نظامی و کشورگشایی تحمیل شده بودند، مردم نه تنها علاقه‌ای به فراگیری آن‌ها نداشتند بلکه در این مورد احساس حقارت و تنفر نیز می‌کردند.

هریک از این زبان‌ها پس از مدتی، به‌دلیل سلطه‌یافتن کشوری جدید، جای خود را به زبان بعدی می‌داد. بنابر این، هر (چند) نسل در واقع مجبور به فراگیری زبانی متفاوت بود(ند). همان‌طور که می‌دانیم، نسل‌های پیشین ما مجبور بودند زبان‌های بسیار متفاوتی را فرا بگیرند، و نسل‌ پیش از ما فرانسوی را باید می‌آموخت و ما امروز باید انگلیسی را یاد بگیریم، و اگر اوضاع بخواهد به‌همین منوال پیش برود، معلوم نیست کودکان ما فردا چه زبانی را خواهند آموخت؟

2.         از آن‌جا که عموم زبان‌های ملی، زبان‌هایی خودرو یا طبیعی هستند، فراگیری آن‌ها به‌عنوان زبان بین‌المللی که معمولا در سنین بالاتر انجام می‌پذیرد بسیار دشوار و زمان‌بر است و حاصل چندانی نیز نصیب فراگیرنده نمی‌کند. چگونگیِ چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده‌ی اصلیِ این زبان‌ها، یادگیریِ آن‌ها را به‌گونه‌ای مشقت‌آمیز سخت و دشوار می‌سازد:

الف: خواندن یا تلفظ: به سبب آوایی یا فونِتیک نبودن الفبا، امر خواندن و تلفظ صحیح در این زبان‌ها بسیار مشکل است.

ب: نوشتن یا املا: دیکته نیز در این زبان‌ها به دلیل غیرآوایی بودن الفبا بسیار دشوار است.

پ: گرامر یا دستور زبان: به دلیل وجود انبوهی از قواعد دستوری که اکثریت آن‌ها نیز دارای استثناهای فراوان هستند، فراگیری دستور زبان این‌گونه زبان‌ها نیز بسیار سخت و مشقت‌بار است.

ت: واژگان یا مجموعه‌ی لغت‌ها: کلمات این زبان‌ها آن‌چنان زیاد است که فراگیری حتی بخش کوچکی از آن نیز مستلزم وقت و انرژی بسیار فراوانی است. به‌علاوه چند معنی بودن بسیاری از واژه‌ها و عدم وجود مرزی روشن بین این معانی، فراگیری و تسلط یافتن بر این زبان‌ها را به امری غیرقابل انجام تبدیل می‌کند.

 

عوارض منفی آموزشِ زبانی ملی به‌عنوان زبان بین‌المللی

حتی اگر بتوان با صرف سرمایه و وقت و انرژی بیش از اندازه زبان ملیِ کشور خاصی را به‌عنوان زبان بین‌المللی در کشورهای گوناگون جهان آموزش داد، در واقع دروازه‌ای ایده‌آل برای ورود فرهنگ کشور بیگانه به درون این سرزمین‌ها باز کرده‌ایم. مسلما آموزش هر زبانِ ملی به شهروندان کشورهای دیگر، ترویج فرهنگی است که آبشخور آن زبان است. شکل‌گیری و اصولا دلیل وجودی هر کلمه، اصطلاح یا حتی نحوه‌ی بیان جملات در هر زبانی، از چگونگی فرهنگ و روش زندگی صاحبان اصلی آن زبان سرچشمه می‌گیرد. بنابر این، آموزش زبان ملی یک کشور بخصوص، به بقیه‌ی کشورها، به‌منزله‌ی تحمیل مستقیم یا غیرمستقیم فرهنگ صاحبان آن زبان به کشورهای دیگر است. 

            همان‌گونه که در بالا اشاره شد: اخیرا در خبرها آمده بود که از سال تحصیلی جدید طرح آزمایشی آموزش زبان انگلیسی در برخی از ”دبستان‌های کشور“ نیز به اجرا در خواهد آمد!؟ از این‌که وزارت آموزش و پرورش در کنار آموزش زبانِ رسمیِ فارسی، در صدد آموزش زبانی دیگر برای نونهالان کشور است جای قدردانی و سپاس است اما این‌که این زبان، زبانِ ملی کشورهای بیگانه‌ای چون آمریکا و انگلستان باشد، جای تاسف است چرا که زبان بین‌المللی باید بیطرف و فراملی باشد.

            آموزشِ (اجباری یا حتی اختیاری) زبان ملی کشورهای دیگر مانند فرانسوی و انگلیسی (و یا هر زبان ملیِ بیگانه‌ی دیگر) برای کودکان ایرانی یا ملل دیگر امر بسیار عجیب و غیر منطقی است چرا که از طرفی در حالی‌که میلیون‌ها نفر از کودکانِ امکان آموزش و فراگیریِ کلاسیکِ زبان مادری خود را ندارند و در واقع اغلبِ آن‌ها بی‌سوادانِ زبانِ مادری خویش هستند، ”مجبور“ به فراگیریِ زبان ملتی دیگر، علاوه بر زبانِ رسمی کشور خود نیز، هستند. و از طرف دیگر این آموزشِ اجباری پیامدهای وخیمِ از خود بیگانگی و بی‌هویتی فرهنگی را از اوان کودکی در وجود شهروندان آینده‌ی این کشورها به‌وجود می‌آورد.

پاسخ ایده‌آل: زبان بین‌المللیِ بی‌طرف و فراملی

به‌خاطر اجتناب از تمامی مسائل و مشکلات ذکر شده - که در پی انتخاب یک زبان ملی به‌عنوان زبان بین‌المللی به‌وجود می‌آید مدت مدیدی از کوشش‌های نوآوران و نوابغ بشری می‌گذرد که دست به آفریدن زبانی بی‌طرف (از نظر سیاسی، فرهنگی، مذهبی و نژادی) زده‌اند. این زبان‌های ابداعی، به‌دلیل طراحیِ علمی و هدف‌مندشان از ویژگی‌های جالب توجه دیگری نیز برخوردار هستند:

الف: خواندن یا تلفظ: به سبب آوایی یا فونِتیک بودن الفبا، امر خواندن و تلفظ صحیح در این زبان‌ها بسیار آسان است.

ب: نوشتن یا املا: دیکته نیز در این زبان‌ها به دلیل آوایی بودن الفبا بسیار ساده است.

پ: گرامر یا دستور زبان: به دلیل وجود قواعد دستوریِ اندک که هیچ‌کدام از آن‌ها نیز دارای استثنایی نیست، فراگیری دستور زبان این‌گونه زبان‌ها نیز بسیار آسان و سریع است.

ت: واژگان یا مجموعه‌ی لغت‌ها: این زبان‌ها با استفاده از سیستم آوندی (پیشوند‌ها، پسوندها و پایانه‌ها) و ویژگیِ پیوندی بودن که سبب حفظ شکل ریشه‌ی هر کلمه می‌گردد این امکان را در اختیار فراگیرنده می‌گذارند که با یادگیریِ تعداد محدودی از واژه‌بخش‌ها (ریشه‌ها، تک‌ایستاها، پیشوند‌ها، پسوندها و پایانه‌ها)، بتواند تعداد بی‌شماری کلمه و ترکیب‌های گوناگون بسازد که ضرورتی برای به‌خاطر سپردنِ معنیِ آن‌ها نیز وجود ندارد، چرا که معنی هرکدام از آن‌ها برابر است با مجموع معانیِ اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر. به‌علاوه روشن بودن معنای واژه‌ها و وجود مرزی کاملا مشخص در بین معانیِ واژگان مختلف، فراگیری و تسلط یافتن بر این زبان‌ها را به‌طور غیرقابل باوری آسان، سریع و کم‌هزینه می‌کند.

زبان اسپرانتو، موفق‌ترین زبان ابداعی

زبان اسپرانتو در طول تاریخ بیش از یک‌قرنیِ خود، به‌خوبی توانسته‌است از بوته‌ی آزمایش‌های گوناگون علمی و ادبی موفق بیرون بیاید و به‌عنوان غنی‌ترین زبان فراساخته‌ی جهان، در دنیا مطرح باشد.

            جنبش بین‌المللی زبان اسپرانتو که از جمله هدف‌های اساسی آن دفاع از هویت زبانی، چند زبانگی و دموکراسی در عرصه‌ی زبان است، در کنار جنبش دفاع از زبان مادری، خود را با انگیزه‌تر از همیشه برای گشودن باب مباحث مربوط به هویت اقلیت‌های فرهنگی و زبانی - چه در سطح کشورها و چه در سطوح کوچکتر - احساس می‌کند و بر همین اساس است که شعار ”هرکس به زبان(یا زبانهای) خود، یک زبان بی‌طرف بین‌المللی برای همه“ را مطرح می‌نماید.

                                                           

فصلنامه پیام سبزاندیشان، شماره‌ی 7 بهار 1383

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1383ساعت 16  توسط ReTo  | 

سردبیر فصل نامه پیام سبزاندیشان: اسپرانتو زبانی است برای همه و هیچ کس!

http://guilan.isna.ir/10105-09-00.htm

خبرگزاری  دانشجويان ايران _ رشت

سرويس فرهنگی

به طور خلاصه اسپرانتو ساده ترین و علمی ترین زبان موجود در جهان است، زبانی است برای همه و هیچ کس.

محمدرضا ترابی سردبیر فصل نامه پیام سبزاندیشان که تنها نشریه دو زبانه اسپرانتو و فارسی است، در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران اظهار داشت: زبان اسپرانتو 105 سال پیش یعنی 12 سال بعد از ابداع اسپرانتو از طریق قفقاز وارد ایران شد و اولین مطلب مکتوب به زبان اسپرانتو توسط اعتصام الملک پدر مرحوم پروین اعتصامی نگاشته شد.

وی افزود: در حال حاضر در چند دانشگاه کشورمان اسپرانتو به صورت یک واحد فوق برنامه ارائه می شود از جمله دانشگاه شهید بهشتی تهران، فردوسی مشهد، مازندران، دانشگاه آزاد کرمان و تبریز. اما اینکه چرا به صورت رسمی ارائه نمی شود برمی گردد به این امر که به یک واحد درسی جدید نیاز دارد. باید یک بروکراسی طولانی را طی کند ولی به این معنا نیست که در جاهای دیگر دنیا چنین باشد کما اینکه در بیش از 40 دانشگاه جهان اسپرانتو به عنوان یک واحد درسی یا رشته تحصیلی در سطوح عالی آموزش تدریس می شود.

ترابی در مورد تاریخچه حضور اسپرانتو در گیلان گفت: حدود 80 سال پیش سید روحانی رشتی نماینده سازمان جهانی اسپرانتو در ایران، در رشت سکونت داشته اما اطلاعات مفصلی در این زمینه در اختیار نداریم. نسبتا در تمام نقاط کشور در گذشته اسپرانتو حضور پیدا کرده است.

سردبی فصل نامه پیام سبز اندیشان ادامه داد: ورود و خروج اسپرانتو بسته به کاربران آن دارد. اگر کاربران ایرانی تلاش کنند، می توانند اسپرانتو را تحت تاثیر فارسی قرار دهند. همه در استفاده و کاربرد اسپرانتو از شرایط یکسانی برخوردارند. کانون مهد اندیشان به عنوان یک نهاد مدنی این وظیفه را بر خود فرض دانسته که برای معرفی و گسترش اسپرانتو فعالیت کند. افرادی که احساس کردند اسپرانتو برای حال و وضعیت فرهنگی جامعه ما مفید است، همت کرده و نهادی را ایجاد کردند تا برای گسترش اسپرانتو تلاش کنند.

ترابی خاطرنشان کرد: اطلاع رسانی بهترین راه برای گسترش زبان است اگر بتوانیم ویژگیها یا مزایای اسپرانتو را به اهالی فرهنگ بشناسانیم، مسلما از آن استقبال شده و خود به خود گسترش پیدا می کند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1383ساعت 0  توسط ReTo  | 

مساله زبان در اتحاديه اروپا
خبرگزاری ايسنا               كد خبر :8309-07528

تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
با پذيرش 10 عضو جديد در ماه مه سال جاري اتحاديه اروپا سالانه بايد 900 ميليون يورو صرف ترجمه زبان‌هاي گوناگون به يكديگر كند. چندي پيش روزنامه نگاري به شوخي نوشته بود: اگر هر شهروند اروپايي يك فنجان قهوه كمتر بخورد، مبلغ ترجمه‌هاي يادشده جمع‌آوري‌شده است؛ ولي آيا اين مبلغ به راستي لازم و ضروري است؟
به گزارش ايسنا، همه روزه در بروكسل و خارج از آن از 50 تا 60 نشست گوناگون در اتحاديه اروپا برگزار مي‌شود.
اين نشست‌ها توسط 800 مترجم به 21 زبان گردانده مي‌شوند ولي اگر تركيبات زباني را در نظر بگيريم اين رقم به 500 زبان مي‌رسد. منظور مثلا ترجمه از يوناني به انگليسي، انگليسي به فنلاندي، فنلاندي به يوناني و غيره است.
به جز ترجمه شفاهي روزانه، در ادارات اتحاديه اروپا 3100 مترجم كار مي‌كنند كه سالانه حدود يك و نيم ميليون صفحه متن را كتبي ترجمه مي‌كنند و اين مقدار در سال آينده ميلادي يك ميليون صفحه ديگر افزايش مي‌يابد. فشار كاري به جايي رسيده است كه دست اندركاران اداري اتحاديه اروپا تصميم دارند بيشتر زبان‌هاي رسمي اتحاديه را به اصطلاح يك‌سويه كنند.
به عبارت بهتر هر نماينده مي‌تواند به زبان رسمي كشورش تكلم كند و مطمئن باشد كه گفته‌ها و نوشته‌هاي او به زبان‌هاي ديگر ترجمه خواهد شد ولي متنهايي كه به انگليسي، فرانسه و آلماني هستند به زبان‌هاي ديگر مثلا زبان مالتي ترجمه نمي‌شوند و نمايندگان مالت و قبرس و فنلاند و غيره، بايد اين متون را به يكي از آن سه زبان بخوانند و بفهمند در آماري كه در اين خصوص گرفته شده 18 درصد از نمايندگان اعضاي جديد اتحاديه، زبان دوم خود را انگليسي، 17 درصد فرانسه و 16 درصد آلماني اعلام كرده‌اند.
با اين وصف مي‌توان انتظار داشت كه انگليسي با وجود مخالفت فرانسوي‌ها زبان اول رسمي اتحاديه باقي بماند. مشكل زبان در اداره‌هاي اتحاديه اروپا تنها بازتابي از مشكل زبان در گستره جامعه چند صد ميليوني اروپا است. در اروپا نيز مانند جاهاي ديگر، حكومت‌هاي غالب از ديرباز كوشيده‌اند زبان ملي خود را به زبان رسمي پهنه اروپا و حتي بيرون از آن تبديل كنند. چه كسي است كه از زبان‌هاي اداري يا به قول بهتر زبان‌هاي استعماري فرانسه و انگليسي در آفريقا و آسيا بي خبر باشد. بديهي است كه حكومت‌هاي اين كشورها در خود اروپا نيز كوشيده‌اند زبان‌شان را به عنوان زبان رسمي بين الملي به اصطلاح جا بيندازند. در حالي كه تا اواسط سده نوزدهم ميلادي زبان رسمي روشنفكران اروپا فرانسوي بود تا ميانه قرن بيستم، انگليسي زبان اول فرا مليتي اروپا به شمار مي‌آمد.
با استقرار رسمي اتحاديه اروپا سه زبان انگليسي، فرانسه و آلماني به عنوان زبان‌هاي اول اين اتحاديه تعيين شدند؛ اما اين مشكل هم‌چنان در پهنه جامعه اروپا به قدرت خود باقي است.
پروفسور گريم، از قاضيان پيشين ديوان عالي كشور آلمان و نظريه پرداز در زمينه حقوق دموكراتيك، معتقد است كه تا در گستره اروپا يك زبان واحد به عنوان زبان رسمي پذيرفته نشود ايجاد و استقرار اروپاي واحد ناممكن خواهد بود. گريم پارلمان اروپا را نمونه مي‌آورد كه در آن بحث و گفت‌وگو هيچ گاه به صورت مستقيم انجام نمي‌شود: نماينده قبرسي سخنان خود را به زبان يوناني مي‌گويد و نماينده مالتي به زبان خود پاسخ مي‌دهد و هر دوي آنها بايد سخن ديگري را به سه زبان اول كه در بالا اشاره كرديم بشنوند.
مخالفان پروفسور گريم كه اغلب سويسي هستند كشور خود را نمونه دمكراسي مي‌دانند و يادآوري مي‌كنند كه وجود زبان‌هاي گوناگون در يك كشور يا يك جامعه چندمليتي، لزوما به معناي نارسايي در كار دمكراسي نيست. هر چند بحث‌هاي داغ سياسي در سويس هم معمولا در حيطه زباني مطرح و به اصطلاح پخته مي‌شود ولي پارلمان سويس همچنان پابرجا و استوار مانده است.
باز گرديم به مشكل زبان در اداره‌هاي اتحاديه اروپا، هر چند دو سوم اعضاي اداره‌هاي گوناگون اتحاديه طبق سرشماري‌ها انگليسي مي‌دانند و اين زبان، زبان دوم 19 تن از 20 كميسر كنوني اتحاديه است.
در ديوان عالي دادگستري اروپا هنوز رسما به فرانسه سخن مي‌گويند و مي‌نويسند.
جدال ميان دست اندركاران اداري و سياسي اتحاديه براي تعيين زبان اول و زبان‌هاي غالب، هنوز شديدا برپا است.
در حالي كه 47 درصد از شهروندان اروپا انگليسي را به علل گوناگون خوب مي‌دانند، 32 درصد آلماني زبان و 26 درصد فرانسوي زبانند. اما در آلمان اين آمار را طور ديگري هم مي‌گيرند و مي‌خوانند: در حالي كه زبان مادري صد ميليون اروپايي آلماني است و اين تعداد 24 درصد شهروندان اتحاديه اروپا را تشكيل مي‌دهد. زبان مادري تنها 16 درصد از اهالي اين مجمع انگليسي و فرانسوي است.
به گزارش دويچه‌وله با ورود اعضاي جديد زبان آلماني اهميت بيشتري هم پيدا كرده است؛ چون زبان دوم چند عضو جديد مانند لهستان و اسلواكي و جمهوري چك، در مدارس، آلماني است. در اين ميان پيشنهاد نمايندگان انجمن‌هاي اسپرانتو اگر چه از واقعيت دور مي‌نمايد، ولي جالب و قابل تعمق است آنها مي‌پرسند چرا نبايد زبان اسپرانتو را زبان اداري اتحاديه قرار داد؟ اسپرانتو زباني است كه توسط يك چشم پزشك يهودي تبار لهستاني در سال 1887 اختراع شد و به آسان آموزي مشهور است.
اينها كه گفتيم مشكل چندزباني و رابطه آن با وحدت اروپا را كاملا روشن مي‌سازد در نتيجه چه دست اندركاران سياسي و اداري اتحاديه اروپا بخواهند و چه نه شكافي بزرگ ميان خواست‌ها و پروژه‌هاي عملي فرهنگي در اروپا و هم‌چنين عملكرد اداري اين مجمع بزرگ وجود دارد كه با ورود اعضاي جديد به اتحاديه عميق‌تر هم شده است از يك سو دفاع از حقوق خلق‌ها و مليت‌هاي گوناگون، پشتيباني از زبان‌هاي آنان را مي‌طلبد. اما سوي ديگر نمي‌توان از مسوولان اداري اتحاديه انتظار داشت كه به 500 تركيب زباني، مطلب ترجمه كنند. از يك سو يك فرهنگ بالنده با رشد زبان‌هاي گوناگون همراه است از سوي ديگر هيچ مجمع بزرگ دمكراتيكي بدون داشتن زباني واحد نمي‌تواند به قدرت بزرگي مبدل گردد.
نمونه آمريكا را پيش‌رو داريم: در ايالات متحده آمريكا يك شهروند مي‌تواند به نقطه‌اي به فاصله 4000 كيلومتر مسافرت كند بي آن كه با مشكل زباني روبه‌رو گردد اين مطلب تنها يك مثال روزمره ساده نيست. اگر مساله را عميق تر بررسي كنيم مي‌بينيم كه وحدت زباني از بسياري از مشكلات اداري و سياسي و اطلاعاتي در آمريكا كاسته است. اگرچه تا برقراري ايالات متحده اروپا راه درازي در پيش است ولي اگر به راستي چنين كاري مدنظر اكثريت اروپاييان باشد مساله زبان در كنار عنصرهاي اقتصادي و سياسي، از مهمترين عوامل اين وحدت خواهد بود.
انتهاي پيام

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1383ساعت 16  توسط ReTo  | 

فعالیت مجدد سازمان جوانان اسپرانتودان ایران
روز چهارشنبه ۷ بهمن ماه بخش جوانان انجمن اسپرانتو ایرانIREJO اولین جلسه خود پس از نزدیک به 6 سال را برگزار کرد.  فعالیت مجدد سازمان جوانان اسپرانتودان ایران و سازماندهی آن از جمله مباحث مطرح شده بود که افراد شرکت کننده در جلسه پیرامون آن به رایزنی پرداختند.

ثبت سازمان جوانان از الویت هایی است که فعالین جوان سازمان درپی انجام هستند.

شرکت کنندگان در جلسه

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1383ساعت 15  توسط ReTo  | 

 
business articles