سایت انجمن جهانی اسپرانتو: www.uea.org
سایت لرنو یکی از جامعترین سایتهای آموزشی اسپرانتو است،که در آن به بیش 30 زبان میتوان اسپرانتو را یاد گرفت. امکانات و ابزارهای آموزشی این سایت که توسط تیمی بینالمللی فراهم و بهروزآوری میشود در نوع خود منحصر به فرد است.
از کودکان چند ساله تا افراد کهنسال در این سایت چند زبانهی آموزشی مواردی را خواهند یافت که با علائق آنها سازگار باشد.
آموزش اسپرانتو در این سایت از سطح مبتدی شروع و تا سطوح بسیار عالی آن فراهم شده است.
آزمونهای آنلاین، کتابها و مطالب خواندنی، انجمنهای گوناگون و آموزگاران داوطلبی که آمادهاند تا پاسخگوی زبانآموزان اسپرانتو در این سایت باشند، از جمله دهها امکاناتی است که در این سایت به رایگان در اختیار همگان قرار دارد.
برای اطلاعات بیشتر لطفا به این نشانی بروید، عضو سایت شوید و از امکانات آن لذت ببرید!
لطفا دوستان خود را از وجود چنین امکاناتی آگاه کنید!
انجمن اسپرانتوی ایران دومین دورهی مسابقهی مقالهنویسی به اسپرانتو را برگزار میکند و به برگزیدگان، سکهی طلا اهدا خواهد کرد.
موضوع مقاله آزاد است و محدودیت تعداد نیز ندارد(هر نفر میتواند بیش از یک مقاله بفرستد).
فرصت ارسال مقاله تا ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷ میباشد.
حداقل محتوای هر مقاله باید بیش از ۴۰۰ واژه باشد.
نام برنده یا برندگان در روز ۲۵ تیرماه در همایشی که به مناسبت پانزدهمین سال بنیانگزاری انجمنِ اسپرانتوی ایران برگزار خواهد شد، به آگاهی همگان خواهد رسید.
خواهشمند است مقالات خود را به نشانیirea.oficejo@gmail.com ارسال کنید.
در اینجا میتوانید عکسهایی از همایش پیش از نوروز ۱۳۸۷ را ببینید.
به آگاهی علاقهمندان به آموزش زبان اسپرانتو میرساند از روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه ساعت ۱۷ در محلِ انجمن اسپرانتوی ایران، دورهی جدیدِ مقدماتی شروع خواهد شد. این دوره روزهای شنبه و چهارشنبهی هر هفته برقرار خواهد بود.
برای ثبت نام لطفا با نشانیهای زیر تماس بگیرید.
نشانی: خ انقلاب ایستگاه دروازه دولت خ خاقانی کوچه علیزاده پلاک ۳۳
تلفن: ۸۸۳۴۸۹۲۹
جنبش نوین اسپرانتو در ایران، در 25 تیر ماه سال جاری پانزدهمین سالگرد خود را جشن خواهد گرفت. به همین مناسبت روز سهشنبه 25 تیرماه، انجمن اسپرانتویِ ایران مراسمی را برگزار خواهد کرد. از عموم اسپرانتودانهای کشور تقاضا میشود برای برگزاری این برنامهی ویژه، مشارکت کنند. برای اطلاعات بیشتر لطفا با انجمن اسپرانتو تماس بگیرید.

موضوع سخنرانی: Homaj Rajtoj, niaj taskoj
سخنران: رضا ترابی
زمان: یکشنبه اولِ اردیبهشت ماه، ساعت ۱۷
مکان: دفتر انجمن اسپرانتوی ایران
شرکت در این برنامه برای همهی علاقهمندان آزاد است.
انجمن اسپرانتوی ارمنستان از تاریخ ۱۹ تا ۲۵ تیرماه، برنامهای اسپرانتویی را تدارک دیده است. علاقهمندان به شرکت در این برنامه برای کسب اطلاعات بیشتر با انجمن اسپرانتوی ایران تماس بگیرند.

همایش نوروزی اسپرانتودانان
زمان: جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۰
مکان: آتلیهیِ آقای حبیبپور
آدرس: تهران، سعادتآباد، میدان کاج، سرو شرقی، خیابان چهارم، کوی نسیم، پلاک ۷۲، طبقه زیرین
در این همایش برگزیدگان اولین مسابقه مقاله نویسی معرفی خواهند شد!
۲۱ فوریه روز جهانیِ "زبان مادری" از سوی یونسکو اعلام شده است و به همین مناسبت هر سال در سراسر جهان برنامههایی را در پاسداشت زبان مادری برگزار میکنند.
ایران کشوری است چندزبانه و در قانون اساسی آن نیز آموزش زبانهای "محلی" به همراه "زبانِ رسمی" فارسی صراحتا ذکر شده است اما این "وعده" هنوز امکان تحقق نیافته است و میلیونها کودک ایرانی از حقِ یادگیریِ زبان مادری خود محروم هستند. در حالیکه اقلیتِ بسیار کوچکِ چند ده هزار نفریِ ارمنیِ ایرانی (به حق) از امکانِ آموزش به زبان مادری خود در مدارسِ کشور برخوردار هستند، جمعیتِ میلیونیِ ترکها، کردها و ... از هیچگونه امکان و حقی برای آموزش زبانِ خود در کنار زبان فارسی برخوردار نیستند و این "منصفانه" نیست و بر خلاف قانون اساسی کشور و اعلامیهی جهانی حقوق بشر است.
آرزو میکنم روزی فرا رسد که "همهی فرزندان ایران" از حق آموزش به زبان مادریِ خود برخوردار باشند.
من زبانِ مادریِ خود را فراموش نخواهم کرد!
خوشحالم که چند زبانه هستم!

موضوع سخنرانی: Interpreto de la eta princo
سخنران: محمود میربزرگی
زمان: یکشنبه ۵ اسفند ماه ساعت ۱۷
مکان: دفتر انجمن اسپرانتوی ایران
همایش نوروزی اسپرانتودانان ایران همچون سالهای گذشته امسال نیز برگزار خواهد شد.
زمان: جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۳۰
مکان: آتلیهیِ آقای حبیبپور
آدرس: تهران، سعادتآباد، میدان کاج، سرو شرقی، خیابان چهارم، کوی نسیم، پلاک ۷۲، طبقه زیرین
مقدم اعضای محترم انجمن اسپرانتوی ایران و همهی اسپرانتودانان را گرامی میداریم!
انجمن اسپرانتوی ایران به مناسبت درگذشت نویسندهی نامدار دنیای اسپرانتو برنامهی ویژهای را در پاسداشت وی برگزار خواهد کرد. این برنامه با برنامهی از پیش اعلام شدهی سخنرانی آقای رضا خیرخواه در روز یکشنبه 7 بهمن ماه همراه خواهد بود.
زبان و حقوق بشر - کلود پیرون
این مقاله هرچند ترجمه ای خلاصه وار از مقاله آقای پیرون میباشد ولی حاوی نکات قابل اهمیتی است که از دانش نویسنده (به عنوان زبانشناس٫ روانشناس و شخصی که به بیش از ۶ زبان مسلط است) در بعد جامعه شناس و ارزش زبان مادری سرچشمه گرفته است. برای مطالعه متن انگلیسی میتوانید از آدرس نوشته شده در انتهای مقاله استفاده نمائید. ضمنا٫ در صورت مشاهده اشتباه یا تحریف در ترجمه٫ لطفا ما را مطلع نمائید.
مترجم:ا. ایوبی
مقدمه مترجم:
مقاله زیر توسط آقای کلود پیرون، یکی از کارمندان سابق سازمان ملل درسمپوزیوم سال ۱۹۹۸ که به بررسی نقش و جایگاه زبان و حقوق بشر در مناسبات اجتماعی پرداخته بود، ارائه گردیده است. به لحاظ درگیری و ارتباط نزدیک وی با موضوع زبان و حقوق بشر و آشنائی نزدیکش با مشکلات فراوان ناشی از تکلم بزبان غیرمادری و خسارات فراوان روحی-روانی حاصل از آن، ارائه این مقاله از سوی وی حائز اهمیت ویژهای است. در شرایط فعلی جامعه چند زبانی ایران، موضوع جایگاه و نقش زبان مادری در ارتباطات عقلانی- اجتماعی و توسعه همه جانبه ملل بهطور جدی و شدید مورد توجه فعالان فرهنگی و ملی ملل مختلف ساکن ایران واقع شده است. این واقعیت تلخ که علیرغم بحثها و جدلهای صورت گرفته هنوز بستر لازم و مناسب برای طرح مشکل و بررسی آن بهصورت کاملا علمی و بهدور از هرگونه احساسات بهوجود نیامده است، مترجم را برآن داشت تا با ترجمه این متن گامی هر چند کوچک در این زمینه بردارد.
برای دست یافتن به مقاله اصلی میتوانید از بخش انگلیسی بایبک بهرهمند شود: [1] کلیک کنید
زبان و حقوق بشر
آقای رییس،
محرومیت زبانی یا ضایعه زبانی كه عبارتست از ناتوانی در بیان آنچه مورد نظر است بدون احساس اندكی ناراحتی و عدم اعتماد بنفس در موقعیت ها و شرایطی كه در آنها اختلاط فرهنگی وجود دارد، چیزی است كه بیشتر از آنچه كه بهنظر میرسد رایج است. در مورد افرادی كه از این ضایعه در رنج هستند احساس درك و همدردی بسیار كمی وجود دارد، با اینحال میتوان برای این مشكل راه حل مناسبی پیداكرد. آنچه كه مورد نیاز است یك اراده و خواست واقعی است.
احساسی كه در تمامی بخشهای اعلامیهی جهانی حقوق بشر موج میزند، احساسی است قوی نسبت به برقراری عدالت. اما اینكه اهمیت عدالت در خصوص زبان و یا اهمیت زبان در مورد عدالت تا چه حدی است، كمتر كسی از آن آگاهی دارد. آنچه كه در جوامع مختلف در مواجهه با زبان دیده میشود بگونه ای است كه همه جا یك زبان به زبانهای دیگر برتری و ارجحیت داده میشود. در همین ساختمان سازمان ملل در حالی كه بعضی از افراد میتوانند به زبان مادری خود صحبت كنند، بسیاری از دیگر افراد هستند كه از این امكان محروم هستند. اگر آمریكاییان، فرانسویان و یا هر كشور پیشرفته و برتر دیگری مجبور بودند چه در گفتار و چه در نوشتار از زبانی غیر از زبان مادری خود استفاده كنند آنوقت متوجه میشدند كه دیگر همكاران آنها كه از این مزیت برخوردار نیستند در چه سختی و فلاكتی بهسر میبرند و چه زحمتی را باید متحمل شوند و اهمیت رعایت عدالت در استفاده از زبان شاید بیشتر آشكار میگردید بهخصوص در روابط بینالملل كه وجود چنین نواقصی بهنظر یك مساله عجیب و دور از انتظار مینماید. هرچه قدر هم سخنرانیهای متعدد در این مورد ایراد گردد در حالی كه هیچ ارادهای در اصلاح آن دیده نمیشود، بیاثر خواهد بود. در بین كسانی كه میتوانند از زبان مادری خود در سخنرانیها و یا جاهای دیگر استفاده كنند، نسبت به كسانی كه از چنین مزیتی برخوردار نیستند یك نوع بیتوجهی و بی تفاوتی وجود دارد. زمانی فردی مجبور میشود به زبانی غیر از زبان مادری خود صحبت كند، بهنظر كند ذهن و در برخی موارد مسخره جلوه میكند. وقتی چهل سال پیش در سازمان ملل در نیویورك بهعنوان خلاصه نویس كار میكردم، نماینده یكی از كشورهای عضو كه در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار گرفته بود گفت: دولت من دارد غرق میشود و…. در حالی كه میخواست بگوید: «دولت من فكر میكند ….» و این موضوع خنده حضار را بههمراه داشت (فكركردن در انگلیسی think تلفظی دشوار و نزدیك به sink به معنی غرق شدن دارد). آنچه كه مرا واقعا به تعجب واداشت این بود كه هیچ احساس همدردی نسبت به این فرد دیده نشد، همچنان كه این اتفاق برای ۸۰ در صد افرادی كه دراین كره زندگی میكنند و نمیتوانند آن حرف بهخصوص (th) را بخوبی تلفظ بكنند ممكن است پبش بیاید، كه باید با هزار زحمت و مشقت آنرا تلفظ بكند که در غیر اینصورت موجب خنده دیگران خواهد بود. چرا باید این فرد در معرض ریسكی باشد كه نمایندگان دیگر كشورها فارغ از آن هستند؟ آیا مقصر اوست؟ البته كه نه. اگر چه وی ساعات بسیاری را وقف یادگیری زبان كرده بود، لیكن هرگز نمیتوانست در حد و اندازه فردی كه به زبان مادری خود صبت میكند ظاهر شود و همواره میزان این ریسك در افراد متفاوت خواهد بود.
زمانی كه من در سازمان بهداشت جهانی (WHO ) بودم، دكتری از ژاپن در آنجا بود كه قصد داشت در خصوص كشور خود صحبت كرده و آنرا معرفی كند. هر جلسه كه صحبت میكرد بیشتر از دو یا سه جمله نمیگفت.
ما همه اینگونه فكر میكردیم كه احتمالا چندان اهل معاشرت نیست. مدتی بعد ژاپن نشستی ترتیب داد و امكانات لازم نیز برای ترجمه همزمان فراهم شده بود. رفتار و شخصیت این نماینده بهكلی تغییر پیدا كرده بود: خیلی حرف میزد و نسبت به آنچه كه در دستور جلسه وجود داشت اشرافیت داشته و آنرا بهخوبی نیز بیان میکرد و از تمامی زحمتها و دردسرهای فرمولبندی كردن مفاهیم در یك زبان دیگر فارغ بود بهگونهای که عملا با یك شخصیت متفاوتی مواجه بودیم.
چگونه است كه زبان و استفاده از آن اینچنین نه فقط برروی اینكه چگونه از جانب افراد مورد پذیرش واقع میشویم و چگونه در چانه زنیها ظاهر میشویم، بلكه حتی برروی اینكه تاچه اندازهای جرات بهخرج داده و از دبگران بهخواهیم به ما توجه كنند تاثیر اینگونه شدیدی دارد؟ چگونه است كه این نابرابری از سوی همه كسانی كه در معرض این محرومیت نیستند مورد بیتوجهی قرارمیگیرد؟
یادگیری زبان، كاری شاق
وقتی ما در مراحل یادگیری زبان مادری خود هستیم، بهقدری كم سن و سال هستیم كه نمیدانیم چه اتقاقی دارد میافتد. یادگیری، یعنی معرفی و انتقال صدها هزار داده و اطلاعات، برنامه ها و زیربرنامه هایی كه بنحوی با الگوهای بسیار پیچیده در ارتباط هستند. به همین دلیل است كه كودكان علیرغم گذراندن حدود بیست هزار ساعت بر روی زبان مادری خود تا قبل از مدرسه، هنوزنمیتوانند آنچه را كه میخواهند بخوبی ادا كنند و مثلا بجای feet (جمع پا) میگویند foots و یا بجای came از comed استفاده میكنند، چرا كه هنوز برنامههای اصلی یادگیری زبان بادیگر زیربرنامههای مربوط كه میبایست تكلیف كلماتی چون come و foot را روشن كند ارتباط لازم را برقرار نكردهاند. وقتی شما یك زبان بیگانه را یاد میگیرید، میبایست یك تغییر اساسی در منظر و نوع نگرش خود نسبت به این دریافتهای زبانی خود ایجاد بكنید. این كار واقعا كاری است سخت و صعب و میتواند توضیح دهد که چرا تقریبا نیمی از دانش آموزان چینی در هنگ كنگ پس از شش سال ساعتها مطالعه در طول روز، در سن ۱۶ سالگی نمیتوانند از عهده درس انگلیسی خود برآیند.
واقعا جای تاسف است که نسبت به افرادی كه از این لحاظ جزو جامعه باصطلاح نخبگان نیستند و از این محرومیت رنج میبرند هیچ احساس همدردی دیده نمیشود. همانگونه كه هیچ احساس همدردی و درك نسبت به همه آن كودكانی كه در نقاط مختلف دنیا مجبور هستند ساعتهای طولانی انرژی خود را صرف یادگیری زبانهایی بكنند كه هرگز نسبت به آنها تسلط كامل پیدا نخواهند كرد.
میتوان به آوارگان یوگسلاوی سابق فكر كرد. همه بزرگسالان بهطور متوسط چهار ساعت در روز روی یادگیری روسی، آلمانی و انگلیسی صرف میكردند. درست است كه من میتوانم به این زبانها تا حدودی صحبت كنم، لیكن برقراری ارتباط با این افراد واقعا طاقت فرسا است. بیان مفهومی كه در زبان مادری خود درچند ثانیه ممكن بود، چند دقیقه طول میكشید و بعضی اوقات نیز قادر به بیان همه آنها نبودند. زمانی كه با یكی از این زنان صحبت میكردیم، تنها برای انتقال «كت فرزند شما هفته آینده آماده است» مجبور بودیم دقایق طولانی وقت صرف كنیم چرا كه نمیتوانست كلماتی را كه یاد گرفته بود بهخاطر بیاورد و میبایست تنها بر روی كلماتی تاكید میكردیم كه از بین تمام كلمات یاد گرفته باقی مانده بود که در نهایت بهطریقی موفق به بر قراری این ارتباط شدیم. اما نكتهای كه هست اینكه، اگر با یك پیر زن آلبانیایی مبتلا به هیستری مواجه باشیم چكار باید كرد؟ مخصوصا اگر بدانیم آنچه میخواهد بگوید حكایت از درد، درماندگی، اضطراب و ناامیدی مفرط دارد و با علم به اینكه میتوانیم به او كمك كنیم و این آمادگی را نیز داریم، اما نمیتوانیم كاری انجام دهیم چرا كه حتی یك كلمه از آنچه كه از درد و از احساس خود میخواهد نقل كند متوجه نخواهیم شد؟ فقط زمانی كه در این موقعیت قرار گرفته باشید به اهمیت محرومیت زبانی پی خواهید برد. احساس میكنید كه ضربهای به مغز شما وارد شده و با اینكه عمیقا نیز میل به كمك در شما دیده میشود، هیچ كاری نمیتوانید بكنید، دیگر احساس میكنید انسان نیستید. چرا كه آنچه انسان را انسان میكند، برقراری ارتباط است.
در این فكر هستم كه میزان خسارت و عوارض وارده از این طریق كه یك روز بدون شك خود را نشان خواهند داد تاچه اندازهای خواهند بود چرا كه بهموقع و بهطور شایسته مورد بررسی قرار نگرفتهاند، نه بهخاطر اینكه كسی نبوده است كه متخصص این امر باشد، بلكه بهخاطر عدم وجود زبان مشترك و درك مشترك از امكان وجود یك راه حل كارآمد نانوان بوده است، راه حلی كه میتواند آسانترین باشد. فرد درمانده نیاز به این دارد كه حرفهایش مورد فهم واقع شود و با كسی كه حرفهای او را درك میكند مراوده داشته باشد. اما این امر بدون داشتن یك زبان مشترك امكان پذیر نیست. جایی كه میلیونها انسان مجبور هستند خود را با فرهنگ دیگری تطبیق دهند، چرا كه محدودیتهای سیاسی و اقتصادی آنها را مجبور به ترك كاشانه خود كرده است، سختی و مرارت افرادی كه از محرومیت زبانی رنج میبرند امریست كه همه روزه اتفاق میافتد اما كل جامعه هیچ توجهی به این قضیه نداشته است در حالیكه همانگونه كه نشان خواهم داد میشد از آن اجتناب كرد اگر ارادهای برای اینكار وجود داشت.
تبعیض و بیعدالتی
چرا هیچ ارادهای برای اینكار وجود ندارد؟ در وهلهی اول به این دلیل كه آگاهی كافی در این زمینه وجود نداشته است. موضوع زبان و محرومیتهایی كه برآن متصور است چیزی است كه برای عدهی زیادی مجهول و بیگانه بوده است. این واقعیت تلخ هرگز مطرح نگردیده و بدیهی است چیزی كه بطور مشخص و آشكار فرمول بندی نشده باشد نمیتواند جای خود را در اذهان و خودآگاه افراد پیدا كند. یك نتیجهاش اینست كه كسانی كه بهطریقی قربانی این محدودیت هستند از وجود چنین چیزی آگاهی ندارند، بلكه برعكس، آنچه كه بیشتر در آنها دیده میشود احساسی است كه بیشتر به گناه نزدیك است تا به آگاهی: “اگر من نمیتوانم مقصود خود را بهخوبی بیان كنم، از ضعف خود من ناشی میشود نه چیز دیگر. این من بودهام كه كم كاری كردهام و یا از استعداد و قابلیت كافی برخوردار نبودهام تا بتوانم روش مناسب برای برقراری ارتباط را پیدا كنم”. افرادی كه بهدلیل محرومیتهای زبانی اعمال شده مضحك و مسخره بهنظر میآیند و یا از طرف پلیس، دستگاه قضایی و احیانا رییس خود مورد ظلم واجحاف واقع میشوند، نمیدانند كه مسؤلیت اجتماع در این ارتباط بهمراتب بالاتر از آن چیزی است كه ایشان در خود احساس میكنند و به خود نسبت میدهند. بنابراین تبعیضی كه اعمال میگردد بهندرت مورد توجه واقع میشود. در خصوص افرادی كه «دربان» نامیده میشوند و هنگام بررسی وضعیت استخدامی افراد از روی مهارتهای تكلم آنها به زبان انگلیسی قضاوت میكنند، برخی مواقع ممكن است با جملاتی از قبیل عبارات زیر كه از “وال استریت ژورنال” استخراج شده است مواجه شوید: "انگلیسی آنها (دربانها)یکی از نامرئیترین، مغفولترین و غیرقابل اندازهگیریترین وجوه تبعیض است که در مورد متقاضیان اعمال میشود."
مطلب دیگر اینكه آنهایی كه غریبهها را مورد سوءاستفاده قرار میدهند، اغلب كسانی هستند كه دوست ندارند به هیچ طریقی زیر بار مسؤلیت رفتار خود بروند.
مسافری سؤیسی در شهر «مانیل»، پایتخت فیلیپین، به پسر بچه چهارده سالهای كه پدر و مادر خود را ازدست داده بود وعدهی فرزندخواندگی و حمایت از او را داده با خود به سویس میبرد. در آنجا بجای تحقق تمام آن وعدهها، او را داخل در شبكهای از انواع و اقسام كارهای نامشروع از فحشاء گرفته تا بردگی میكند. یكی از روزها كه از روی اتفاق دو پلیس برای بازرسی منزل مراجعه میكنند، پسرك احساس میكند كه فرصت مناسب جهت خلاصی از این وضعیت بهدست آمده است، و بنابراین با انگلیسی شكسته بستهای شروع به شرح ما وقع میكند. اما از طرف دیگر، دو پلیس مذكور هیچ از انگلیسی نمیدانستند لذا شروع به صحبت با ارباب (فرد سویسی مزبور) به زبان سویسی محلی میكنند. پسرك بینوا از آنجایی كه نمیتوانست منظور خود را به طور آشكار و بدون مشكل بیان كرده و در مقابل حرفهای آن مرد از خود دفاع بكند، نتوانست خود را از دست وی رها كند. در حالی كه اگر میتوانست به زبان مادری خود صحبت كند مطمینا این كار برایش بسیار آسان میبود.
یك وقت اینجا در ژنو فردی از بوركینوفاسو متهم شناخته شده بود بدون آنكه بداند دقیقا چه اتفاقی دارد میافتد چرا كه فقط به زبان «بیسا»، یكی از گویشهای آفریقایی، صحبت میكرد اما جریان محاكمه به زبان فرانسه انجام میگرفت. تحت فشار پلیس و احتمالا احساس گناهی كه معمولا در همه افراد در چنین شرایط بهوجود میآید، وی گزارش پلیس را بدون آنكه از محتویات آن با اطلاع باشد امضاء میكند. ما تنها به این دلیل از این قضیه مطلع هستیم كه یكی از قضات توانست درست در لحظه آخر نتیجه دادگاه بدوی را عوض كند. وی قبل از اینكه قوانین مربوط به مهاجرین توسط مقامات رسمی مورد بازنگری قرار گیرد به آفریقا بازگردانده شد به بهانه ارتكاب جرمی كه در واقع هیچ اطلاعی از آن نداشت و البته نمیتوانست با آن مبارزه كند چرا كه نسبت به زبان دادگاه آگاهی نداشت.
یكی دیگر از ابعاد این محرومیت زبانی مساله كمبود مترجم است به همین علت مسؤلین از هركسی كه بهنوعی با یكی از زبانها آشنا هستند دعوت به همكاری میكنند. اما بیطرف ماندن و دخالت ندادن نظرات شخصی و یا احساسات عاطفی در این حین چندان آسان بهنظر نمیرسد. در موارد بسیار زیادی اتفاق افتاده است آوارگان متعددی ازاین مساله متحمل فشار زیادی شده اند. این ناآگاهی نسبت به نقش و اهمیت زبان بهعنوان عاملی اساسی در تعیین هویت و شرافت انسان و احترام به او باعث بهوجودآمدن تبعیضهای بسیاری شده است.
در آلمان فردی را میشناسم كه مجبور شده بود در كودكستان به زبان آلمانی با فرزند خود صحبت كند چرا كه مسؤل مربوطه حاضر در آنجا اصرار داشت كه باید از متن مكالمه آنها اطلاع داشته باشد. اگر چه این نوع محدودیتها چندان حاد بهنظر نمیرسند چرا كه صرفا به چند دقیقه در طول روز محدود میشود، لیكن آنچه كه مهم است اینكه نوع رفتار آن مسؤل اینگونه به ذهن القاء میكند كه زبان چندان اهمیت نداشته و تنها كاركرد زبان به موضوع ارتباط محدود میشود. اینكار چیزی نیست جزانكار نقش و اهمیت زبان در فرایندهای روحی و عاطفی و همچنین كاركرد بسیار حیاتی آن در شكلدهی شخصیت و هویت افراد، كه در «اعلامیهی جهانی حقوق بشر» بهشدت مورد تاكید واقع شده است. مسؤل آموزش مربوطه نمیداند آنچه كه او میخواهد كوچك شمردن آنها و تقویت احساس حقارت و پایین بودن در آنها است.
یكی دیگر از این موارد دخالت در نوع زبان محاوره بین فرزندان و والدین زمانی است که یكی از این پدرها و یا مادرها بخواهد با فرزند خود در یک زندان ملاقات كند چرا كه مجبور خواهد شد به زبان بیگانه صحبت كند در حالی كه زبان مادری آنها، كه زبان انتقال احساسات و عواطف میباشد، زبان دیگری است.
چكار میتوان كرد؟
ابتدا میبایست بپذیریم كه محرومیت زبانی در دنیای كنونی فراگیر بوده و باعث بهوجود آمدن ناراحتی، محرومیت و بی عدالتیهای فراوانی میگردد. سپس، باید به شناسایی عوامل و ریشههای مشكل بهپردازیم. یكی از این عوامل میتواند بیمیلی مفرط در حل آن باشد و این بیمیلی از آنجا ناشی میشود كه نظم (یا بینظمی) و ترتیب زبانی جهانی حاكم كنونی بهگونهای است كه منافع گروههای اجتماعی خاصی را مورد حمایت قرار میدهد و آنها را تامین میكند كه هیچ تمایلی نسبت به چشم پوشیدن از آنها را نداشته و دوست دارند این برتریت و تفوق خود را حفظ كنند.
دلیل دیگر شاید این باشد كه هنوز عده زیادی با شدت و عمق مساله و میزان تاثیر آن بر میلیونها انسان آشنا نیستند. بخشی از این جهل ممكن است مربوط به تمایلی باشد كه این گروه در نادیده انگاشتن وجه روانشناختی- عصبی زبان دارند، یعنی نادیده انگاشتن این موضوع كه برای یادگیری یك زبان و مسلط شدن برآن تا چه اندازه و به چه تعداد كلمه جدید میبایست آموخته شود و این به معنی لزوم ایجاد صدها هزار پیغام و نشانه جدید در مغز است كه میبایست حفظ و نگهداری شود.
قدم بعدی میتواند بصورت موازی با مراحل تحقیق انجام گیرد: یعنی بررسی تطبیقی بین تمام راهكارهای موجود برای نیل به هدف. هدف این است: رهانیدن بیشترین تعداد افرادی كه از محرومیت زبانی رنج میبرند با كمترین هزینهی ممكن.
در این خصوص نیز میبایست یك تجزیه و تحلیل مقایسهای انجام گیرد تا بهتوان با استفاده از تمامی سیستمها و روشها برای از بین بردن موانع موجود در مقابل زبان، مؤثرترین، از نظر روانشناختی رضایتبخشترین، و در بین همه فرهنگها، مورد پذیرشترین راه را انتخاب كرد كه از نقطه نظر عدالت اجتماعی نیز در شرایط بهینه باشد.
تشکر میکنم آقای رییس.
1. Jyllands-Posten, January 14, 1994; Sprog og erhverv, 1, 1994.
2. Philip Segal, “Tongue-Tied in Hong Kong”, International Herald Tribune, March 18, 1998.
3. Barry Newman, “Global Chatter - World Speaks English, Often None Too Well”, The Wall Street Journal, Midwest Edition, March 22, 1995, p. A15.
4. Frédéric Montanya, “Police et justice doivent respecter les droits des accusés”, Le Courrier (Geneva) June 10, 1997.
5. Claude Piron, “Le défi des langues” (Paris: L’Harmattan, 1994), p. 317; see also pages 174-193.
6. Jay Branegan, “Finding a Proper Place for English”, Time, September 16, 1991, p. 51.
اصل مقاله:
http://claudepiron.free.fr/articlesenpersan/droits.htm
کلود پیرون اسپرانتودان، نویسنده، مترجم، روانشناس، جامعهشناس و زبانشناس برجستهی سویسی درگذشت.
سایت رسمی کلود پیرون: http://claudepiron.free.fr/

موضوع سخنرانی: هیروشیما، نیم قرن پس از واقعه
سخنران: رضا خیرخواه
زمان: یکشنبه ۷ بهمن ماه ساعت ۱۷
مکان: دفتر انجمن اسپرانتوی ایران
توجه:
با توجه به حضور هماندیش ارجمند – رضا خیرخواه که ساکن تایوان هستند – پس از پایان سخنرانی، بحث آزاد برگزار خواهد شد (البته به زبان اسپرانتو!)
شرکت در این برنامه برای همهی علاقهمندان آزاد است.
"نانو" ارزانترین سواری جهان است که با قیمتی در حدود 2000 دلار (دو میلیون تومان)در هندوستان به بازار ارائه شده است. جالب اینکه نام این ماشین سواری عمدا از زبان بینالمللی اسپرانتو اتخاذ شده است که به معنایِ "کوتوله یا کوچولو" است.

نانو، ارزان ترین خودرو سواری جهان